تبليغاتX
"♥♥♥بارونــ ـ ارومـــ ♥♥♥"

"♥♥♥بارونــ ـ ارومـــ ♥♥♥"

سلام دوستای گلم. از این که وبلاگ منو واسه دیدن انتخاب کردین ممنون.

[ سه شنبه پانزدهم آذر 1390 ] [ 13:43 ] [ مهسا جونی ] [ ]


داستان من...

دیگه دیره واسه موندن

دارم از پیش تو میرم

جدایی سهم دستامه

که دستاتو نمیگیرم

تو این بارووون تنهایی

دارم میرم خداحافظ

شده این قصه تقدیرم

چه دلگیرم..خداحافظ

دیگه دیره دارم میرم

چقد این لحظه ها سخته

جدایی از تو کابوسه

شبیه مرگ بی وقته

دارم تو ساحل چشمات

دیگه اهسته گم میشم

برام جایی تو دنیا نیست

تو اوج قصه گم میشم..

دیگه دیره دارم میرم

برام جایی تو دنیا نیست

به غیر از اشک تنهایی

تو چشمم چیزی پیدا نیست

باید باور کنم بی تو

شبیه مرگ تقدیرم

سکوت من پراز بغضه

دیگه دیره..دارم میرم

خداحافظ.......    مازیار فلاحی

اهنگش رو وبمه خواستین گوش بدین..دارم رسم زندگی رو یاد میگیرم..

باید نامرد باشم....تحمل کن مهــــــــــــــــــسا..

 

 

 

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 12:30 ] [ مهسا جونی ] [ ]


خدافظ دوستای من

اگه گناه کردن واسه ۲۴ ساعت ازاد بود چه گناهی میکردی؟

[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 21:19 ] [ مهسا جونی ] [ ]


روز معلم

سلام دوستای خوب من.خوبین؟ نمیدونین امروز چه روز خوبی برای من بود... امروز روز معلم بود و

همه ی اونایی که مدرسه میرن میدونن که جشن و شادی و اینا تو این روز زیاده..زنگ زیستمون که شد دبیرمون

اومد و گفت هر کاری دلتون میخواد بکنین. دیگه ماهام شروع کردیم به همگانی شعر خوندن

 (ادمو سگ بگیره..) دیگه از شعر یار دبستانی من خوندیم تا رسیدیم به رپ و ...منم تو اون غلغله یه

چیزی گفتم،(میخواین شعر خودمو براتون بخونم؟)دیدم کل کلاس ۳۰ نفره ساکت شد. همه گفتن بخون

مخصوصا یکی از دوستام.(فداش شم) دیگه منم جو گرفت وشروع کردم به خوندن.کلاس تو سکوت

کامل بود..تموم که شد..وای خدای من.. با تشویق و دست و سوت و هورای بروبچ مواجه شدم.کلاس

داش منفجر میشد..کپ کرده بودم یا همون ذوق کرده بودم.!خانوممون گفت واقعا خودت گفتی؟

حالا یکی میخواس منو بگیره گفتن بله گفت زود باش شعرتو بنویس برام..منم واسش نوشتمو اینا

حالا اون دوس جوونایی که میخوان بدونن کودوم شعرمو خوندم برن ادامه مطلب.. ضرر نداره.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:58 ] [ مهسا جونی ] [ ]


بهم بگو

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

 

سر روی شونه هام بذار 

بگو دلت تنگه برام

بگو شکستن دلم

راحت نیست سخته برات

بهم بگو محبوب من

نبود من درده برات

بگو نشنیدن صدام

مرگه برات مرگه برات

بگو نیست این رسم زمونه

که بری یادت بمونه

نمیخوام اشکا رو صورت نازت

جاری بشه و بمونه

بهم نگو نبود من

فرقی واسه تو نداره

اشکای بی پایان من

دردی واسه تو نداره

اگه میخوای بری برو

نگو دوستم نداری

میخوام بمونه یاد من

نامردی تو کارت نداری

میخوام همون شاهزاده ای

که توی فکرم ساخته بودم

هیچ وقتی خراب نشه

فکر نکنم باخته بودم

یه روز به امید اینکه

یه بار دیگه بیای عزیزم

میمونم تا ابد اینجا

تا دوباره برگردی پیشم

تا دوباره برگردی پیشم

شعر خودمه اگه یه ذره به نظرتون خوب اومده بهم بگین خوشحال میشم

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 8:27 ] [ مهسا جونی ] [ ]


یااااس(عشق من)

سلام بچه ها امید وارم حالتون خوب باشه این اپم شعر یاس هستش. امیدوارم خوشتون بیاد.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 14:42 ] [ مهسا جونی ] [ ]


مطلبای ناناس!

 

 سلام دوستای گلم!خوبین؟ دلم واستون تنگ شده بود

اینم از اپ من امیدوارم دوست داشته باشین

زندگی را میتوان در غنچه ها تفسیر کرد

با نگاه سبز باران عشق را تعبیر کرد

سینه ها راپر ز احساس کبوتر ها نمود

کینه ها را با نگاه ساده ای زنجیر کرد

همچو شبنم چشم در چشم شقایق ها گشود

طرح یک لبخند را بر برگ برگه گل تصویر کرد

زندگی را میتوان در خلوت هر صبحدم

با وضویی با دعایی با خدا تقریر کرد

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

ان هنگام که بدانم قلبت را عشق دیگری گرما میبخشد

با این که دوستت دارم

ترکت خواهم کرد چون نمیخواستم کسی جز من

مالک ان باشد

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^.

 

[ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ 15:1 ] [ مهسا جونی ] [ ]


سلام . بچه ها دیگه اومدنم با خداس!!خیلی کم میتونم بیام. دلم واسه تک تکتون تنگ میشه قربونتون برمبای.

[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 13:27 ] [ مهسا جونی ] [ ]


دارم میرم

سلام برو بچ. دارم میرم امتحانام داره شروع میشه. توروخدا دعام کنین خوب بگیرمشوندلم واستون تنگ میشه زیاد....بعد ۲ هفته میام.بابای
[ سه شنبه ششم دی 1390 ] [ 17:19 ] [ مهسا جونی ] [ ]


شعر خودم

دل من...

طاقت بیار

تو میتونی

بی اون بمونی..

دل من

ساعت نشمار

رفته یه بار

کرده فرار

از دستت..

اشک من..

دیگه نیا دیگه نبار

اون نمیاد انگار

رفته حالا چه بی صدا بی هیچ ندا

اما من..

مبشم فداش میخوام نگاش و باشم باهاش

اما اوون ...

بسته به روم همه دراش که من باهاش دیگه نباشم...

بغض من...

برو دیگه دلم میگه یکی دیگه جامو گرفته

اخه من دلم گرفته

....

دلم گرفته...

اشکای جاری

دلت بهاری

صدای لرزون

با دل داغون

تویی و شادی

 بی هیچ خیالی 

و نداری بی من

کمی ملالی..

گریه بسه

واسه من بسه

اون منو شسته توی فکرش

دوسم نداشتش

نبود حواسش

عشقمو زیر پات بذارش و برو

نمیخوام سازش...

ساده بودیو باور میکردی

دورش میگردی

اون بهت میگه یه دوره گردی

داره باهات برخورد سردی

خوش به حال اون ادم و فردی

که تو واسش خوبی و مردی..

اما میدونم..

تو که کردی ویرونم

وقتی بودم دیوونت

وقتی شدی دیوونش

به راحتی میرونت

میگه نیسم دیوونت(۲)

میدونم به حرفام میرسی

یه روز به حال من میرسی

میگی ای کاش با اون نبودم

همدم تموم لحظه هاش نبودم

مگه اون نبود که میگفت بی من میمیره؟؟

قلبش بی من میگیره؟؟

میشی مات و مبهوت عین من

قلبت میشکنه عین من

دنیات تاریک میشه عین من

چرا دنیا نیس به میل من؟

صدای بارون

یه دل داغون

گریه ی اروووم

تو هستی با اون

داره میشه اون یه دونه بانوت

تو منو میذاری توی این تابوت

.....................

یه تیغه تو دستم

(عاشق تو هستم)

تیغو بیارش بالا

(دیوونه تو هستم)

بزن رگتو حالا

(دارم میمیرم واست)

خونا میزنه بالا

(تو رو بخشیدم شاید)

دارم میمیرم

مرگم میبینم

حقم میگیرم

از دنیا سیرم

تو کردی پیرم

دارم میبینم...

رسیدم اخر به اخر خط

شاید بشم من

یکمی راحت

قلب من دیگه توان نداره

دیگه قدرته زدن نداره............

 

 

[ جمعه دوم دی 1390 ] [ 14:20 ] [ مهسا جونی ] [ ]